ای ایران

با تو هستم ای وطن

 با تو هستم ای وطن
ای خورشید جاوید من
ای صدای گرم آبشاران
ای شب مهتاب کوهستان
تو چون بهاری، بهاری بی پاییز
زعطر خاک تو گشته ام لبریز
به سینه‌ی من کلام جاویدی
به چشم من تو چو نورخورشیدی

آه ای وطن نام تو همیشه بر لبم
با مهر تو ستاره بدرخشید بر شبم
به دشت تشنه شکوه بارانی
سرود پاکی شعر بهارانی
غروب ما را پیام خورشیدی

طلوع بودن، طلوع امیدی

تو، سرودِ فصلِ سبزِ ما

بر لبم جاری چنان دریا
تو چون بهاری، بهار بی‌پاییز
ز عطرِ خاکِ، تو گشته‌ام لبریز
به سینه‌ی من، کلام جاویدی،
به چشم من تو، چو نور خورشیدی
آه، ای وطن! نام تو، همیشه بر لبم
با مهر تو، ستاره درخشد، بر شبم
به دشت تشنه، شکوه بارانی
سرودِ پاکی، شعرِ بهارانی
غروبِ ما را پیامِ خورشیدی
طلوعِِ بودن، طلوعِِ امیدی

- جهانگیر سرتیب پور